راه روشن
وبلژیون همسفر آزاده رحمانیان
شنبه 7 تیر 1399 :: نویسنده : همسفر زهرا م

کمک راهنمای محترم هم‌سفر آزاده، در پایان دوره‌ی کمک راهنمایی و سرآغاز خط جدیدی است که امیدواریم ایشان را در ادامه درک جایگاه‌های بالاتر ببینیم. به مناسبت مراسم تقدیر از ایشان گفت‌وگویی را آماده کرده‌ایم؛ در ادامه‌ی مطلب نگاه زیبای شمارا به خواندن این گفت‌وگو دعوت می‌نماییم...

خانم آزاده عزیز در این روزهایی که به مراسم تقدیر و تشکر از شما نزدیک می‌شویم؛ لطفاً از حس و حالتان برایمان بگویید.

 در حقیقت اسیستانت قبلی خانم مهین عزیز مدتی قبل از سال جدید ما را در جریان تحویل لژیون قرار داده بودند  و مدت‌ها بود که من در مورد این مسئله فکر می‌کردم و تا حدودی هم خودم را آماده کرده بودم و قرار بود بلافاصله بعد از سال جدید، مراسم‌ تجلیل بنده با توجه به تاریخی که داده بودند برگزار شود و مسئله تعطیلی شعبه و لژیون‌های مجازی پیش آمد والان تقدیر بر این قرار گرفت که در شرایط کنونی این مراسم برگزار شود. حدود پنج سال پیش، خدمتی به بنده واگذار شد و در این مورد تجربیات بسیار ارزنده‌ای را به دست آوردم و انسان‌ها را بهتر شناختم و دیدگاهم نسبت به بسیاری از چیزها به واقعیت نزدیک شد و ارتقاء پیدا کرد؛ مشکلات را وسیله‌ای برای بهتر آموختن  یافتم و قدر لحظات زندگی‌ام را بیشتر دانستم و اکنون همان  سیستمی که این خدمت را به من واگذار کرد؛ می‌خواهد این فرصت را در اختیار دیگران بگذارم تا آن‌ها هم از این فرصت استفاده کنند و من هرچه فکر می‌کنم جز تدبیر و عشق و تفکر چیزی نمی‌یابم بنابراین با حس بسیار خوبی این کار را انجام می‌دهم و امیدوارم ره‌جوهای بسیار خوبم هرچه  زود بتوانند درروند آموزش قرار بگیرند هرچند ارتباطات عاطفی که بینمان برقرار بود نمی‌توانیم نادیده بگیریم ولی برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم که خدمات ارزنده و سازنده‌ای در کنگره داشته باشند. 

چه فاکتورهایی یک کمک راهنما را موفق درزمینهٔ آموزش می‌کند و شما چقدر خودتان را به این موفقیت نزدیک می‌بینید؟

اولین فاکتور این است که بدانم به کجا آمده‌ام و هدفم از اینکه به این مکان می‌آیم چیست؟ وقتی دائم به این مسئله فکر می‌کنم چه در ظاهر و چه باطن مدام تغییراتی در جهت مثبت در من رخ می‌دهد و اولین نشانه‌اش حال خوبی است که در من به وجود می‌آید و یک کمک راهنما تا زمانی که نتواند این حس مثبت را در خودش به وجود آورد هرگز نخواهد توانست آن را به ره‌جوهایش انتقال بدهد و نکته بعدی روراست بودن با خودم هست که بپذیریم کامل نیستم و طی فرآیندهای بسیار زیادی قرار شده در این جایگاه و در تعامل باکسانی که هرکدامشان تکه‌ای از پازل گمشده وجودم هستند به سمت بهتر شدن قدم بردارم و به نظر من یک کمک راهنما هرچقدر تلاش کند از خودش انسان بهتری بسازد یک گام به سمت موفقیت نزدیک‌تر می‌شود.

 در مورد قسمت دوم سؤال، وقتی خودم را بازمان ورودم به کنگره مقایسه می‌کنم به خودم احساس خوبی دارم و فکر می‌کنم بخش مهم شخصیت من آن زمان تخریب شد و فروریخت. در حد توانم و با آگاهی که به دست آوردم توانستم آن را ترمیم کنم و البته راه زیادی در پیس دارم و امیدوارم توانسته باشم این مسئله را تا حدودی به ره‌جوهایم منتقل کنم و اگر توانسته باشم ذره‌ای امید و این حس‌هایی که درون خودم بود را به ره‌جوهایم منتقل بکنم، فکر می‌کنم به همان میزان به موفقیت نزدیک شده باشم. 

خانم مرجان دستیار محترم دیده‌بان فرمودند: «تجلیل به معنای خداحافظی نیست بلکه  وارد شدن به مرحله‌ی جدیدی  است» ؛ برداشت شما از مراسم تجلیل یک کمک راهنما چه می‌باشد؟

 من کاملاً با صحبت خانم مرجان عزیز موافقم و از لحظه‌ای که بحث تحویل لژیون پیش‌آمده من یک‌لحظه هم‌فکر نکردم که باید با کنگره خداحافظی کنم و کوله باری که از کنگره کسب کردم تا ابد همراه من خواهد بود در هرکجای دنیا و در هر حلقه‌ای از حیات باشم شاگرد کنگره‌ام و به نظر من کنگره چیزی که به انسان‌ها می‌دهد را هرگز پس نخواهد گرفت و این برای ابد همراه انسان‌ها خواهد بود و امیدوارم با فرمان‌بردار بودنم بتوانم در کنگره ماندگار باشم و بتوانم هر جا که از من خدمتی خواسته می‌شود طبق فرمان آنجا حاضر باشم. 

نقش یک کمک راهنما را در انتقال آموزش‌های  کنگره به یک ره‌جو و زنجیروار بودن این انتقال را چگونه می‌بینید؟

طی این چند سال تجربه‌ای که به دست آوردم هیچ‌چیزی  مانند عمل  به گفته‌ها و رفتار یک کمک راهنما نمی‌تواند روی ره‌جو تأثیر بگذارد، بنابراین هرگز عملی را که خودم انجام ندادم را از ره‌جوهایم نخواستم، زمانی که این‌چنین باشد و من موفق شده باشم که گره‌های درونی خودم را تا حدودی بازکنم، رفتار من تأثیر اعجاب‌انگیزی روی ره‌جو خواهد گذاشت و رفتاری که در عمق جان افراد نفوذ کند ناخودآگاه به نسل‌های بعدی هم منتقل خواهد شد به خاطر اینکه در عمق جان و روح آن‌ها لانه گزیده است. 

از خدمت‌هایی  که در کنگره داشتید لطفاً برایمان بگویید؟

در وبلاگ خانم داوودی عزیزم خدمت می‌کردم، همچنین وبلاگ شعبه هم افتخار حضور  داشتم و در این مدت درس‌های بسیاری از خانم زهره عزیزم گرفتم که همین‌جا دستشان را می‌بوسم که در ابتدای ورودم به شعبه شیخ بهایی اجازه خدمت در قسمت مصاحبه در سایت را به من دادند و الحق که آموزش‌های فراوانی در آن نهفته است. 

اگر به چهار سال پیش بازگردید، زمانی که لژیون را تحویل گرفتید چه می‌کنید؟

 نمی‌توانم بگویم که عملکرد بی‌عیب و نقصی داشتم  ولی هرگز بدون مطالعه سر لژیون حاضر نشدم و در این مدت هیچ‌چیز  را به بودن در کنگره ارجحیت ندادم  ولی مطمئنم کم و کاستی‌هایی هم بوده ولی اگر به چهار سال پیش برگردم  حتماً قدر لحظات بودنم در کنگره را  می‌دانم، به‌طورکلی این چند سال جزء بهترین سال‌های زندگی‌ام بوده است. 

جایگاه کمک راهنمایی جایگاهی است که به شخص هم دنیا را می‌دهد و هم آخرت را نظرتان  را دراین‌باره بفرمایید؟

 با نظر شما موافقم و زمانی که سعی می‌کنی با آگاهی مسیری را که این سال‌ها آمده‌ای را آنالیز کنی و مسئولیت تمامی مسائل زندگی‌ات را قبول می‌کنی و با خویشتن خویش مهربان می‌شوی و خودت را با هر آنچه گذشته با خودت آوردی در آغوش می‌گیری و می‌پذیری و این‌گونه دنیا برایت جذاب و دلپذیر می‌شود و می‌بینیم چقدر آن‌ها را می‌توانیم دوست داشته باشیم و چقدر می‌توانم انسان‌ها را دوست داشته باشم فارغ از طرز تفکرشان، سطح آگاهی‌شان و خیلی چیزهای دیگر و بعداً طبق قانون، هستی هم‌دستانش را به روی تو می‌گشاید و هر آنچه از حس خوب و بد، حرکت و امیدواری  هست هزاران برابر به تو برمی‌گرداند و ازآنجایی‌که بهشت و جهنم درون توست، دنیا  و آخرت به کام تو می‌شود. 

به نظر شما چه می‌شود  که یک کمک راهنما  بدون ادعا و چشم‌داشت چهار سال در این جایگاه خدمت  می‌نماید؟

به گفته شیخ بهایی: به خدا که هیچ را ثمر آن‌قدر نباشد که به روی ناامیدی دربسته باز کردن... خیلی زیباست این شعر.‌اگر من در این مدت توانسته باشم که چراغی در دل یک هم‌سفر روشن کنم و نور امیدی را در دلش روشن کنم برایم کافی است و یک کمک راهنما آن‌قدر از کنگره برداشت داشته و بهره برده که دلش می‌خواهد هر آنچه آموخته در طبق، محبت بدون چشم‌داشت بریزد و در اختیار کسانی که واقعاً خواستار آن هستند قرار بدهد.

حضرت علی  می‌فرمایند: اگر دیدید کوه‌ها جابجا شدند تعجب نکنید، اگر دیدید که  دریاها جابجا شدند تعجب نکنید ولی اگر دیدید که انسانی تغییر کرد واقعاً جای تعجب دارد و امیدوارم که ذره بسیار کوچکی اگر توانسته باشم  در تغییرات درونی یک‌ انسان نقش داشته باشم این برای من کافی است. 

شما در کنار کمک راهنمایی  در سایت نیز خدمت می‌کردید برای یک خدمتگزار خوب بودن باید چه ویژگی‌هایی  داشت و چه پارامترهایی را رعایت نمود؟

مطمئناً نظم و انضباط و مسئولیت‌پذیری بسیار مهم است و فرمان‌برداری کلیدی است که رمز موفقیت  و ماندگاری و تأثیرگذاری در کنگره محسوب می‌شود و برای اینکه بخواهم به انسان خدمتگزاری تبدیل بشوم باید از چهارچوب‌هایی که برای خودم تعریف کرده بودم خارج بشوم یعنی اگر انسان مسئولیت‌پذیری نبودم حتماً باید بعدازاین، این را در کنگره یاد بگیرم تا بتوانم یک خدمتگزار خوب و صدیق برای کنگره باشم. 

خاطره‌ای از دوران خدمت در جایگاه کمک راهنمایی برایمان بگویید؟

 سرتاسر این دوران برایم مانند یک رؤیای شیرین و لذت‌بخش بود و هرچقدر فکر می‌کنم هرلحظه این خدمت مقدس جزء بهترین خاطرات عمرم بوده و از لحظه‌ای که از منزل حرکت می‌کردم تا به شعبه برسم انگار روی بال فرشته‌ها حرکت می‌کردم  و خوش‌آیندترین حس‌ها را اینجا تجربه می‌کردم و همیشه حس ام این بود که قبلاً در این مکان و فضا بوده‌ام و قبلاً هم خاطرات خوشی اینجا داشتم و بودن در کنگره برای من بهترین خاطره است و ‌تا ابد و تا همیشه در ذهن من حک خواهد شد. 

سپاسگزارم از این‌که وقت خود را در اختیار ما قراردادید، اگر به‌عنوان کلام آخر صحبتی دارید بفرمایید.

 در آخر می‌خواهم  از همه  عزیزانی که من را تا به اینجا یاری کردند تشکر کنم ‌و از خداوند مهربان سپاس‌گزارم که توفیق خدمت به بندگانش را نصیبم کرد و از جناب مهندس و خانواده محترمشان بسیار ممنونم و قدردان لحظه‌لحظه زحماتشان هستم که واقعاً در کلام‌ نمی‌گنجد تشکر کردن از این عزیزان و از مسافرم تشکر می‌کنم که من را به سمت کنگره هدایت کردند  و همین‌طور از راهنمای  بزرگوارم خانم مریم عزیز که هرچه  دارم از ایشان و لطف و محبت  بی‌دریغشان است و همچنین از راهنمای  مسافرم آقای علی و همه اعضای کنگره که دایره‌وار دست در دست هم رهایی را به یکدیگر هدیه می‌کنند تشکر می‌کنم و از شما هم بابت تهیه این گزارش و سپاس گذارم از لطفی که به من داشتید.

تهیه و تایپ گزارش: هم‌سفر زهرا ق





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، مراسم تجلیل،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 11 تیر 1399 12:53 ق.ظ
کلمات و سخنان شما همیشه بوی عشق می دهد و نفوذ میکند بر جسم و جانم
امید دارم همچنان از شما را ببینم و آموزش بگیرم
شنبه 7 تیر 1399 03:44 ب.ظ
عرض سلام وخداقوت خدمت کمک راهنمای عزیزم خانم آزاده ،دراین مدت بسیارازشماآموختم وخوشحالم که درمسیرزندگی من قرارگرفتید.امیدوارم درجایگاههای بالاترببینمتان ....
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آزاده رحمانیان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات