راه روشن
وبلژیون همسفر آزاده رحمانیان
جمعه 31 شهریور 1396 :: نویسنده : همسفر مریم

(به نام قدرت مطلق الله) 

روز دوشنبه به تاریخ ۹۶/۰۶/۲۷ لژیون چهارم به  استادی خانم آزاده و حضور همسفران عزیز به دستور جلسه "موانع محبت" راس ساعت مقرر آغاز به کار نمود


 

گاهی اوقات ما محبت کردن را با حس مالکیت و حس بدست آوردن اشتباه می گیریم مفهوم عشق و محبت این نیست که ما....

اگر ما چیزی یا کسی را دوست داریم به آن بچسبیم و ولش نکنیم این مفهوم عشق نیست، به معنای دوست داشتن نیست. گاهی چیزی را که دوست داری باید رهایش کنی آزادش بگذاری، باید بگذاری و بروی چون بعضی وقتها فکر می کنیم باید محکم بگیریم و ولش نکنیم و این آخر دوست داشتن نیست بلکه آخر تملک است....

هنگام روبرو شدن با مشکلات اولین چیزی که به ما کمک می کند محبت درون ما است به این معنا که زمانی که با مشکل مواجه می شویم محبت درون ما هست که باعث می شود نرم تر و راحت تر با آن مشکل برخورد کنیم و آن را حل کنیم برای مثال ما همسفران زمانی که از اعتیاد مسافرمان مطلع شدیم می توانستیم مانند خیلی از افراد دیگر شانه خالی کنیم و ترک کنیم زندگی با یک شخص معتاد را اما چیزی که ما را ثابت قدم در این زندگی و این راه نگه داشت محبت درون ما بود که باعث ماندن و مانع رفتنمان شد بخاطر همین مسئله است که می گوییم محبت درون ما هنگام مواجه شدن با مشکلات به ما کمک می کند زیرا همین محبت است که تعیین کننده نوع برخوردمان با مسائل و مشکلات است.

 اتفاقاتی که خیلی زیاد انسان ها را شوکه می کند می تواند باعث جهش ما بشود، برای درک بهتر این موضوع اشاره می کنیم به مصرف سیگار جناب مهندس که باعث سکته ایشان شد و همین اتفاق باعث شد که ایشان تصمیم به ترک سیگار بگیرند و بلافاصله بعد از اینکه بهبود پیدا کردند متد درمان سیگار را با آدامس خوراکی ابداع کردند، به این معنا که این اتفاق باعث این نشد جناب مهندس مسئولیت های خود را در کنگره کمتر کنند بلکه از این اتفاق به نحو احسنت استفاده کردند و هزاران نفر دیگر را هم از این مسئله سیگار نجات دادند. در زندگی ما هم به همین صورت است، و ما شاهد اتفاقات زیادی هستیم که از آنها درس های بزرگی می گیریم و باعث می شوند ما به اصطلاح به خود تکانی بدهیم و برای نجات و یا بهتر شدن زندگیمان قدمی تازه برداریم.

سوالی که راهنمای عزیز مطرح می کنند این است که انسان ها بر چه اساس با مشکلات روبرو می شوند؟؟

همسفران عزیز جواب را اندوخته های درونی عنوان می کنند. گاهی وقت ها زندگی بر اساس محاسبات و دو دو تا چهارتای ما نیست برای مثال  شخصی مشکلات زندگیش را برا ما بازگو می کند زمانی که ما آن مشکلات را پشت سر گذاشته ایم و آن راه را طی کرده ایم خیلی راحت تر با این قضیه برخورد میکنیم و واکنش زیادی از خود نشان نمی دهیم و ملموس تربرخورد می کنیم، زمانی که در زندگی تجربه زیادی بدست می آوریم راحت تر با مشکلاتی که ممکن است بوجود بیاید برخورد می کنیم، پس هرچقدر اندوخته درونی در خود داشته باشیم چه ایمان چه صبر چه تحمل چه علم و یا هر چیز دیگری در درون خودمان داشته باشیم برخوردمان با مشکلات راحت تر خواهد بود.

سوال دیگری که پرسیده می شود این است که:

چه زمانی اتفاقات دردناک خیر و صلاح است؟؟

همسفر زهرا: زمانی که در صراط مستقیم باشیم اتفاقات دردناک خیر و صلاح است، اگر پا بشکند خیر است اگر دست بشکند خیر است.

اشاره ای می کنیم به مثال جناب امین که شخصی یک کشتی و یک گاوی داشته و بر اثر اتفاقاتی کشتی اش سوراخ و گاوش شل می شود و پسر این شخص هم بیمار می شود، به خدا می گوید من که در این دنیا چیزی جز این ها نداشتم و زمانی می رسد که بخاطر جنگ پسرهای سالم را برای جنگ و کشتی های سالم را دزدان دریایی و گاوهای سالم را به همرا خود می بردند اما نه پسر و نه گاو و نه کشتی این شخص را کسی از او نگرفت پس هر اتفاقی که در زندگی ما می افتد حتما خیر و صلاح ما در آن بوده به شرط آنکه در صراط مستقیمی حرکت کرده باشیم.

لازم به ذکر است بدانیم در صراط مستقیم قرار گرفتن صرفا با اعمال انسان شناخته نمی شود و به قلب انسان بستگی دارد هر کس از درون قلب خودش خبر دارد که آیا به دنبال منفعت است یا به دنبال لذت شصی خویش و یا چیز دیگر... به این معنا نیست که من نماز بخوانم روزه بگیرم قطعا در صراط مستقیم باشم ممکن است در قلب من احساسی به دور از صراط مستقیم باشد، اگر بخواهیم تعریفی برای دوست داشتن بیان کنیم ی توانیم بگوییم دوست داشتن به انسان احساس انرژی انگیزه و توان حرکت می دهد و اصولا دوست داشتن حس لذت بخشی است و پاسخ دوست داشتن مکمل آن است و در پاسخ این لذت بیشتر می شود. مانند احساس دوست داشتن نسبت به فرزندانمان که حتی با وجود مشکلات فراوان محبت خود را از آنها دریغ نمی کنیم، مکمل دوست داشتن هم پاسخ دوست داشتن است که در اینصورت دوست داشتن کامل شده و حس بسیار لذت بخشی خواهد بود.

اکنون می پردازیم به این سوال که:

چه فرقی بین ساکنین طبقات مختلف آسمان وجود دارد؟؟؟

همسفربیتا: درجه تکامل و درجه خلوص جواب این سوال است، موجودات مانند اورانیوم در مثال جناب امین که هرچه درجه خلوصش بیشتر باشد باارزش تر است، هرچه درجه خلوصشان بیشتر باشد در طبقه بالاتری قرار می گیرند، انسان ها در هر بعد که قرار داشته باشند با امتحان و آزمایشات الهی تزکیه پیدا می کنند و هرچقدر بیشتر تکامل پیدا کنند و تزکیه و پالایش بشوند در طبقه بالاتری قرار خواهند گرفت و در بعد دیگر از جهان هستی در جایگاه بالاتری خواهند بود. و هدف از آفرینش و زندگی کردن همان رسیدن به تکامل و خلوص است. در طبیعت خالص شدن بسیار سخت است و اگر انسان موحدی باشیم باید چیزهای سختی را در زندگی تحمل کنیم تا به مرحله خلوص برسیم، همه ما انسان ها در طبیعت در حال تکامل هستیم و با گذراندن آزمایشات زیاد و سوختن و درد و رنج همراه است و راه دیگری هم وجود ندارد و تنها مسیر خالص شدن همین است.

مرگ یعنی خارج شدن از یک بخش از یک جهان که دیگر برای آن جهان مفید نیست، پس ما نباید در کار خداوند دخالت کنیم و دائما ناراضی باشیم از اینکه چرا همسرم معتاد است، چرا فلان شخص هنوز زنده است و سوالات دیگر، زیرا هرچیزی در دنیا حساب و کتاب خاص خودش را دارد و کاملا دقیق و برنامه ریزی شده است.

همسفر الهام در ادامه بحث خلوص انسان ها در طبیعت اینگونه بیان می کنند که شخصی مانند هیتلر،انیشتن یا شکسپیر یا حضرت محمد و پیامبران در زندگی خود درد و رنج زیادی کشیده اند و آنهایی که قدرت تخریب داشتند دوران کودکی پر رنجی داشتند در زندگی پیامبر هم همه این درد و رنج ها بوده ولی نتیجه کاملا متفاوتی داشته زیرا تفاوت در فرق نگاه است و می تواند گنج یا مصیبت باشد اما برای خالص شدن نیاز است که همه درد و رنج ها در زندگی وجود داشته باشد. چیزی که به انسان کمک می کند بالا بردن جهان بینی و دانش در مورد هستی و خود انسان که کار بسیار سخت و دشواری است. ثروت هر انسانی محبت است، محبتی که درون قلبش باشد و هرچه محبتش بیشتر باشد ثروتمندتر است، تمام علو م ریاضی، زبان، و استعدادهای مختلف با قدرت محبت امکان پذیر است ، داستان خالص سازی که در آن صعود و سقوط امکان پذیر بوده برای هر دوحالت رنج و به عنوان چاشنی و یا خرج این کار لازم است خرج برای پرتاب شدن است و یا انفجار و کاری که انسان باید انجام دهد بالابردن دانش خودش است.

به سوال مهمی می پردازیم که ما چطور باید بفهمیم دوست داشتن ما از چه جنسی است؟؟؟

اگر شخصی که ما دوستش داریم را نفر سوم بیاید و اورا از ما بگیرد چه آن شخص پدرمان باشد چه فرزند و چه همسر و یا هر شخص دیگر، حسی که ما به آن پیدا میکنیم حس واقعی ما است،حال ممکن است عصبانی شویم یا متنفر شویم و یا هر احساس دیگر، حس واقعیمان به آن شخص می باشد، مثل مادری که نمی تواند پسرش را بعد ازدواج آزاد بگذارد و مدام او راکنترل می کند و ی خواهد که زیر سلطه خودش باشد و یا زمانیکه پسر با همسر خود خوشحال و شاد است نمی تواند در این شادی سهیم باشد این حس دوست داشتن نبوده بلکه تملک بوده و بس.

دررسیدن به خلوص موانع سختی است که باید انتخاب کرد و چیزی که بدست می آید بهای قیمتی ندارد، آن حالت یا احساس قیمت ندارد، خلاصه در دوست داشتن ببینید چه چیزی برای آن طرف مفید است، من چه می خواهم نیست و برای او چه مهم است.ما در اینجا آموزش می بینیم  که به آغوش خانواده بازگردیم و کمبود ها و مسائل خود را حل کنیم و نباید کسی را جایگزین کرد و نشانه جایگزینی این است که به آن آدم قفل می شویم و وابستگی بدی بوجود می آید....

 

خوشا بحال آن کس که می دهد و به دنبال بازپس گرفتن نیست، بی دریغ همچون قدرت مطلق...و منتظر نمی ماند بلکه ناظر است، پس بسیار با ارزش است که می دهد و باز نمی ستاند....

هفته مرزبان، دیده بان،اسیستانت و ایجنت را به تمامی مرزبانان، دیده بانان،اسیستانت و ایجنت های کنگره شصت تبریک می گوییم و امیدواریم بتوانیم سپاسگزار زحمات بی دریغشان باشیم....

 

 

نگارش: همسفر مریم

 

 





نوع مطلب : عملکرد لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 2 مهر 1396 01:39 ب.ظ
مریم جان خسته نباشی بابت مطالب تاثیرگذاروزیبا. تشکر
شنبه 1 مهر 1396 11:34 ب.ظ
ربازم مثل همیشه عالی بود سپاس گذارم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آزاده رحمانیان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات