راه روشن
وبلژیون همسفر آزاده رحمانیان
دوشنبه 1 آبان 1396 :: نویسنده : همسفر مریم
به نام آنکه جان را فکرت آموخت


 در روز دوشنبه مورخ ۹۶/۷/۲۴ لژیون چهارم به استادی خانم آزاده و همسفران عزیز با دستور جلسه سی دی وادی هشتم راس ساعت مقرر آغاز به کار نمود.

 امواج چون گردباد بر زمین فرود می آیند و آنچه برداشتنی باشد به امانت می برند و این جز فرمان حاصل نمی گردد پس با شما که پیمان می بندید در اندیشه آن باشید که از زمین برخواسته و به آن مکان که فرمان است رهسپار شوید...


از سکون نه زایشی است و نه چیزی بوجود می آید، همه چیز از حرکت شکل می گیرد و ساختارها پدیدار  و موجودات خلق و سفر در حلقه های آفرینش آغاز و ادامه دار می گردد.
 روزی  در آسمان ها در مقابل خلق جدید یا انسان یکی از فرشتگان رده بالا سر به شورش گذاشت و از فرمان سرپیچی کرد و خواست که برای خودش فرمان روایی کند، قدرت مطلق او را از درگاه خود بیرون کرد اما آن فرشته مهلت خواست تا قدرتش را حفظ کند. قدرت مطلق تا روز موعود به او مهلت داد و او را ترد کرد. او چون میدانست انسان تنها موجودی است که با قدرت اختیار خلق شده گروهی را با خود هم آواز کرد و اعلام کرد با تمام توانش انسان را از مسیرش منحرف خواهد کرد. اولین دسیسه شیطان در مورد آدم و حوا که در بهشت بودند به کار افتاد و آنها از فرمان خدا سرپیچی کردند و قدرت مطلق از آنها توضیح خواست و آنها گفتند که جبران می کنند و خداوند عذر آنها را پذیرفت و گفت باید عملا ثابت کنید. پس تمام بنی آدم که در آسمان جمع بودند را جمع آوری کرد و به آنها گفت آیا من پروردگار شما هستم همه پذیرفتند و پیمان  بسته شد. قدرت مطلق هم گفت بروید  بر زمین که با حرکت راه نمایان می‌شود. اما آگاه باشید که شیطان دشمن اشکار شما است، بروید و در عمل ثابت کنید کدامیک بر پیمان خود استوار هستید و کدامیک راه شیطان را می روید...
 شاید درک این مطالب اندکی سخت باشد، جناب مهندس علت مجهول  بودن این مطالب را بیدار شدن نقطه تفکر درون ما عنوان می‌کنند، که مطالب آنقدر آسان و قابل فهم نباشد که نیاز به فکر کردن نداشته باشد هدف ایشان این بود که ما را به تفکر کردن وا دارند  و نقطه تفکر را در ما بیدار کنند، و بدانیم که نیم پرده های پشت پرده است واقعیت فقط این نیست که جلوی چشم ما است بلکه جزئی از آن است و در پس آن واقعیت های دیگری نهفته است که ما از آن خبر نداریم.
 علما به دو بخش تقسیم بندی می شود یکسری حکمای بحثی هستند که با درس و مدرسه  یک سری اطلاعات را کسب کرده اند در محدوده ماده و حواس پنجگانه کار می‌کنند و نمی‌توانند تمرکز کنند مسائل را بپذیرند و با مشکلات زیادی برخورد می کنند. و دسته دیگر حکمای ذوقی هستند کسانی که فراتر از حواس پنجگانه عمل می کنند و اعتقاد بر این دارند که پرده پشت این نیم پرده وجود دارد.
 راهنمای عزیز در ادامه از همسفران این سوال را می پرسند که عقل جزئی چیست؟؟

 همسفران عزیز پاسخ می‌دهند که عقل جزئی در مرحله پنج حس است برای مثال من این میز که جلوی چشمم قرار دارد را می بینم به این دلیل که جلوی چشمم قرار دارد پس مطمئن می شوم که وجود دارد اما خدا و فرشتگان را که نمیتوانم ببینم می‌گویم آنها وجود ندارند اما عقل کلی ورای پنج حس است.

 همسفر زهره در این باب از مسئله ای در زندگی شخصی خود رنج می‌برند و آن را بازگو می‌کنند و آن هم این است که گاهی اوقات شاهد این قضیه هستند که فرزندانشان و یا حتی بعضی از اقوام وجود خدا را انکار می کنند و ایشان از این مسئله بسیار ناراحت می شوند...
 راهنمای عزیز به این همسفر اینگونه پاسخ می‌دهند که طبق فرمایشات جناب مهندس بهتر است که با نادان سخن نگوییم و در این مورد تعصب به خرج ندهیم و رجوع کنیم به وادی اول که به ما می گوید حتی گناهکارترین انسانها زمانی که در تنگنا قرار می‌گیرند و به بن‌بست می‌رسند خدا را صدا میزنند و این همان قوت قلب است اگر بر فرض محال خدایی وجود نداشته باشد و قوت قلبی که من از او می‌گیرم باعث امیدواری به زندگی خواهد شد.

 زندگی ابعاد مختلف و گوناگونی دارد و فقط این نیست که به دنیا بیاییم و بمیریم و هیچ و پوچ شویم اگر اینگونه به زندگی نگاه کنیم بسیار سخت و دشوار است و با مشکلات زیادی روبه رو خواهیم شد، در واقع اگر دید من این باشد که زندگی فقط همین چند روز است که زنده هستیم  و یا به بعضی احادیث بسنده کنیم که اگر انسان خوب باشیم به بهشت و اگر انسان بدی باشیم به جهنم می رویم و در آنجا جاویدان هستیم در حالیکه فارغ از اینکه ما همانند همان حکمای بحث عمل می‌کنیم زیرا این احادیث تمثیل می باشد برای من که از عقل جزئی برخوردار هستم به این خاطر که اگر من در این مرحله به خوبی عمل کنم در مرحله بعد هم زندگی خوبی خواهم داشت.

 اکنون می پردازیم به این سوال که چیزی به اسم نیستی وجود دارد یا خیر؟

همسفر بیتا: انسان بقا دارد و جهان فقط همین جهان که در آن زندگی می‌کنیم نیست چیزی به نام نیستی وجود ندارد و نمی‌توان گفت نیستی به چه معناست و کجاست... همه ما از دوران کودکی نیستی را همان تاریکی می دانیم در حالیکه اگر نیست پس تاریکی به چه معنا است و چرا تاریکی وجود دارد و چنین چیزی قابل تصور نیست.

 تمام مشکلات ما در حرکت حل خواهد شد به این معنی که اگر ما مشکل بانکی یا اداری داریم اگر در خانه بشینیم و ساعت‌ها فکر کنیم مشکل ما حل نخواهد شد، فقط زمانی مشکل ما حل خواهد شد که حرکت کنیم و به دنبال راه حل آن باشیم. این وادی اختیار کامل داشتن را به ما نشان می دهد در واقع خودمان هستیم که انتخاب می کنیم چگونه زندگی کنیم، این جمله که با حرکت راه نمایان می شود یک قانون است همانند قانون نیوتون همانند ریاضیات و بزرگی چه زیبا گفت: 

 گر مرد رهی میان خون باید رفت

                            از پای فتاده سرنگون باید رفت

 تو پای در راه بنه و هیچ مگوی 

                    خود راه بگویدت که چون باید رفت


آری... خود راه می گوید که به کجا باید برویم اما به این معنی نیست که بدون تفکر و آگاهی حرکت کنیم و راه خودش نمایان می شود خیر... این وادی به ما می‌گویند زمان حرکت کردن اطلاعات کافی در دست داشته باشیم و به مسیر راه آگاه باشیم و بعد به خداوند توکل کنیم و حرکت کنیم آنگاه مسیر راه درست مشخص خواهد شد.
 کسانی که انسان را به فجور می کشاند می‌توانند بعد زمینی داشته باشند و هم می توانند بعد متافیزیکی داشته باشند، در واقع هیچ شخصی بدون دلیل در راه زندگی ما قرار نمی گیرد به این علت که ممکن است آن شخص ما را به سمت فجور بکشاند و برعکس راه درست را به ما نشان دهد اما به طور کلی قرار گرفتن شخصی در زندگی ما به این خاطر است که ما از او درس و آموزشی دریافت کنیم و این که ما درس راستی و درستی را آموزش بگیریم یا درس فجور و بیراهه رفتن را بستگی به درجه خلوص ما دارد که چقدر درون خود ناخالصی داشته باشیم و به چه میزان تزکیه و پالایش شده باشیم که در چه جهتی حرکت کنیم. انسانها گاهی اوقات هم به طور متافیزیکی به فجور کشانده میشوند دست شیطان می شود به طوری که خیلی از انسانها وجود شیطان تسخیر می‌کنند و با استفاده از آنها یک سری کارها انجام می‌دهند و به خیال خود وجود شیطان تسخیر کرده و آن را تحت اختیار خود قرار داده در صورتی که این شیطان را در اختیار خود قرار گرفته است، این افراد بدون شک دچار بیماری‌های روان‌تنی شدیدی خواهند شد. 

 از این وادی چند برداشت و نتیجه مهم می‌توان گرفت که به طور خلاصه به آن اشاره می کنیم: 

۱) در هنگام حرکت باید خواسته روشن باشد منظور این که ما می‌خواهیم به اصطلاح فلان کار را انجام دهیم یا نمی خواهیم.
۲) با تمام وجود بخواهیم به خواسته برسیم و تلاش کنیم.
۳) در مسیر حرکت با چندین راه مواجه می شویم اگر ما به نقطه تفکر نرسیده باشیم و انسانی کم خرد باشیم منحرف خواهیم شد.

 ما برای رسیدن به بهشت موعود باید با دوری از ضدارزش‌ها حساب خود را تسویه کنیم به صفر برسانیم و این یعنی باید بازپرداخت بدهی کنیم از خودمان خانواده و جامعه.
 اولین و مهمترین بازپرداخت بدهی مربوط به رفع تخریب جسم و روان خودمان و شخصیت و شرف انسانی خودمان است، باید به جسم خود اهمیت دهیم و ورزشی را انتخاب کرده و برای به تعادل رسیدن جسم و روان خود تلاش انجام دهیم، اگر تاکنون از نظر دیگران شخصی بدقول و دروغگو بودیم سعی بر این داشته باشیم که با عمل خود نظر دیگران را نسبت به خود تغییر دهیم به طوری که دیگران بتوانند به ما اعتماد کنند، بازپرداخت بدهی نسبت به خانواده مان هم کار آسانی نیست لازم است با عوض کردن اندیشه و کردارمان انجام پذیرد باید به سمتی حرکت کنیم که  عدالت و عمل سالم را با چاشنی عشق و محبت در کردار و زبان خود به نمایش در بیاوریم همینطور جبران خسارت نسبت به جامعه می تواند با تبدیل شدن به انسانی سالم و صالح انجام پذیرد...

 خلاصه ای از مشارکت همسفران در مورد سی دی شگفتی: 


همسفر مریم: ما به چگونه به وجود آمدن هستی نمی کنیم زیرا برای ما عادی است اما با تفکر متوجه می‌شویم آن را نمی توان درک کرد در کتاب قرآن ما را به تفکر در این شگفتی ها توجه داده شده و هشدار داده که هیچ چیزی در هستی بدون حساب و کتاب خلق نشده و هستس سریع الحساب است و اگر از قوانین دور شویم بلافاصله تاوان اشتباه را می‌دهیم مثل بی احتیاطی در زندگی که به حوادث ختم می شود.

همسفر زهرا: در جهان هر موضوعی برای هدف و کارکرد مشخصی وضع شده و نباید برای هر موضوعی دین را دستاویز قرار داد، مثل طبابت که خواص افرادی است که تخصص آن را دارند حتی طب سنتی باید دوره‌های پزشک عمومی را گذرانده باشد، در دنیا همه چیز بر مبنای علم طراحی شده بیشترین درد و رنج های بشر به خاطر دانشهای کشف نشده است.

همسفر الهام: بعضی از دردها کشف نشده اند مثل اعتیاد که قبلا درمان نشده بود اما اکنون درمان آن امکان‌پذیر شده است و بر مبنای جسم و روان و جهان بینی است یکی از خواسته‌های کنگره این است که دانشگاهی به وجود بیاورد در آن از استادان و پزشکان حاذق استفاده شود.

 نکته جالب توجه این است که ما در زندگی چیزی به نام شانس را می شناسیم و با این کلمه سروکار زیادی داریم لازم به ذکر است بدانیم زمانی که ما در کائنات کار مثبتی انجام می‌دهیم این کار مثبت ما در کائنات می مانند و کائنات یک انرژی مثبت به ما بدهکار می‌شود و اینکه این بدهی را چه موقع به ما پرداخت کنند همان چیزی است که ما آن را به عنوان شانس می‌شناسیم...


نگارش: همسفر مریم









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1 آبان 1396 01:44 ب.ظ
مریم جون عزیزم ممنون زیبا بود تشکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آزاده رحمانیان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات