راه روشن
وبلژیون همسفر آزاده رحمانیان
شنبه 6 آبان 1396 :: نویسنده : همسفر مریم
(به نام قدرت مطلق الله)
 
در روز دوشنبه مورخ ۹۶/۰۸/۰۱ لژیون راه روشن به استادی خانم آزاده و همسفران عزیز با دستور جلسه ازدواج راس ساعت مقرر آغاز به کار نمود.


ازدواج نخستین سنگ بنای تشکیل خانواده و جامعه و اجتماع است. همه چیز در هستی از ازدواج شروع می شود، در بسیاری از کشورها...
سن ازدواج جوانان بالا رفته و جوانان از زیر بار مسئولیت نافرمانی می‌کنند و همین امر باعث مشکلات زیادی در جامعه شده است. اگر ازدواج صورت نگیرد تولید مثل به وجود نمی‌آید و در نهایت نیروی کار در آینده نیست، جناب آقای مهندس در مورد نحوه ازدواج جوانان توصیه می‌کنند که ازدواج جوانان به صورت سنتی صورت پذیرد و ازدواج کردن در کنگره ۶۰ مشکلی ندارد اما خوب و بد شدن نتیجه آن به عهده خود اشخاص است و کنگره در قبال آن مسئولیتی ندارد.
 ازدواج به معنی زوج و همه موجودات بر اساس زوج آفریده شده است، و در اکثر ادیان به خصوص دین اسلام تاکید بر این امر شده است. ازدواج یعنی پیمان در یک قرارداد ویژه بین زن و مرد که جایگاه بسیار مهمی دارد، همانطور که مهندس فرمودند ازدواج از سه ضلع مونث، مذکر و سوم قاعده مثلث که اشتراک بین این دو می باشد، بهتر است در زندگی مشترک به وجه اشتراک ها و تفاهم ها توجه بیشتری کنیم تا اینکه به مسائلی که با هم اختلاف داریم و هرچه این نقاط مشترک بیشتر باشد مثل منظم تر می باشد اما اگر روی نقاط غیر مشترک کار کنیم قاعده مثلث بزرگتر شده و دو ضلع دیگر که مذکر و مونث هستند ازهم فاصله می‌گیرند.  چرا که هیچ موجودی مثل هم نیست اگر بخواهیم شخصی را بیابیم که شبیه ما باشد چنین چیزی پیدا نخواهیم کرد باید بدانیم چیزی که زندگی را پایدار می‌کند نقاط مشترک است نه غیر مشترک.
 قبل از ازدواج باید چشم هایمان را باز کنیم و اول از همه باید هدفمان از ازدواج مشخص باشد، خیلی از افراد ازدواج می‌کنند تا کمبودهایی که در خانه پدر داشته اند را جبران کنند، خیلی از افراد ازدواج می‌کنند که تبدیل به سوژه برای دیگران نشوند که نقل مجلس آنها باشند و پشت سرشان حرفی زده نشود، خیلی از افراد ازدواج می‌کنند تا به آرزوهای شان برسند در واقع فکر می‌کنند با زندگی جدید می توانند به آرزوهایشان برسند، خیلی از افراد برای بقای نسل ازدواج می کنند اما کمتر کسی پیدا می شود که هدف از ازدواج تکامل پیدا کردن و کامل شدن باشد، مرد یا زنی که قرار است با او ازدواج کنیم قول چرلغ جادو نیست که بتوانند ما را به آرزوهایمان برساند، شخصی که قرار است با او ازدواج کنیم باید مکمل ما باشد باید کسی باشد که نیمه دیگر خود را در او بیابیم و احساس کامل شدن پیدا کنیم. بنابراین باید قبل از ازدواج معیار های زندگیمان را در نظر بگیریم که بعد از ازدواج دچار پشیمانی نشویم و فاصله به وجود بیاوریم و زندگی سرد و بی روح و خسته کننده ای داشته باشیم، خانه به میدان جنگ تبدیل شود و طلاق عاطفی اتفاق بیفتد که این نوع طلاق خطرناک ترین طلاق است‌، به علت وجود ماهواره ها و فضای مجازی و البته سطح فرهنگ باعث بلوغ زودرس بچه ها شده است و به علت مشکلاتی که دارند ازدواج نمی کنند و از طریق غیر اخلاقی خلأ جنسی خود را می خواهند پر کنند و این وسط خانواده هایی که دچار طلاق عاطفی شده اند قربانی هستند زیرا محبت را در خانواده نمی بینند و این محبت را در بیرون از خانه می یابند و فساد اخلاقی جامعه را فرا می گیرد.
 همان‌طور که می‌دانید در کنگره ۶۰ به جنس مخالف برای ازدواج جنس مکمل نسبت می دهند، مرد جنس مکمل برای زن و زن جنس مکمل برای مرد است، هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی بین زن و مرد مشکلاتی وجود دارد که به واسطه همدیگر می توانند آن را برطرف کنند. زن روحیه لطیف تری نسبت به مرد دارد و مرد نسبت به زن قوی تر است، زن می‌توانند کانون خانه را با عشق و محبت خود کنند و مرد با وجود قوی تر بودنش تکیه گاه خانواده است.
 در زندگی زناشویی نقش ها اهمیت زیادی دارند و نباید مسئولیت ها و نقش ها با یکدیگر شوند. زن باید زنانگی و لطافت زن بودن را در خود حفظ کند، نباید همانند یک مرد کار کند و از زندگی و تربیت فرزندان غافل شود. همچنین مرد نباید در خانه بماند و کارهای مربوط به خانه را انجام دهد البته شریک شدن و تقسیم کردن کارهای خانه  هیچ خلل و مانعی ایجاد نمی‌کند بلکه مهر و محبت را بیشتر میکند و فرزندان تقسیم کار و یکی بودن را از پدر و مادر یاد خواهند گرفت اما نه در حدی که طرفین از مسئولیت خود غافل شوند و هر کس باید نقش خود را ایفا کند.
 همسفر زهرا مطرح کننده این سوال هستند که: 
گاهی اوقات در زندگی هنگام رو به رو شدن با مشکلات فراوان این فکر به ذهنمان می رسد که ای کاش با شخص دیگری ازدواج کرده بودیم یا اصلا ازدواج نمی کردیم. برای رهایی از این فکر چه راهکاری برای من پیشنهاد می کنید؟؟
راهنمای محترم اینگونه زهرا عزیز را متقاعد می کنند که ما اول باید بفهمیم مشکل از کجاست و اگر اندکی فکر کنیم متوجه میشویم که مشکل از جهان بینی ضعیف ما می باشد به این خاطر که برای مثال من هنوز هم معتقد هستم اگر با فلان شخص ازدواج کرده بودم زندگی بهتری داشتم و خوشبخت تر بودم درصورتی که اگر جهان بینی ما قوی باشد میدانیم که هیچ چیزی اتفاقی نیست و از همان اول قرار بوده که با این شخص ازدواج کنیم و در یک زندگی مشترک قرار بگیریم.

همسفر زهرا در ادامه این سوال را می پرسند که ما در اوایل زندگی مشترک زندگی بسیار شیرین و عاشقانه ای داشتیم اما اکنون به جایی رسیدیم که این عشق کمرنگ شده تا حدی که چند کلمه حرف برای گفتن باهم نداریم، به نظر شما ما چگونه می توانیم به عشق سابقی که قبلا بینمان بود دست یابیم؟؟

راهنمای محترم به این نکته اشاره می کنند که شاید مسافرتان در اوایل در اثر مصرف مواد مخدر خیلی پرانرژی تر و سرحال تر بوده و همین قضیه بر نحوه رفتار و کردارش تاثیر زیادی داشته اما اکنون که مواد را ترک کرده آن رفتارهایی که در اثر نعشگی ناشی از مصرف داشته را دیگر از خود نشان نمی دهد و باید بپذیریم که این شخصیتی که اکنون دارد خود واقعیش را نشان می دهد،  از خودمان باید بپرسیم آیا آن رفتار و شور و شوق که در اثر مصرف مواد داشته بهتر بوده یا زمانی که تعادل دارد و روی خط خودش حرکت می کند، مسلمأ زمانی که در تعادل باشد خیلی بهتر است از زمانی که حالت طبیعی و تعادل ندارد.اگر ما بتوانیم مسافرهایمان را به حال خودشان رها کنیم هیچ مشکلی با آنها نخواهیم داشت درواقع برای خودمان زندگی کنیم، شرایط خود را عوض کنیم، کاری جدیدی شروع کنیم، کتابی بخوانیم و یا هرکاری دیگری که بواسطه آن بتوانیم خودمان را سرگرم کنیم تا احساس مفید بودن به ما دست دهد و متکی به شخص دیگری نباشیم. اگر احساس مفید بودن داشته باشیم این احساس را به دیگران هم منتقل می کنیم.

همسفر مهتاب در ادامه صحبت های راهنمای عزیز مطلبی را بیان می کنند: جهان هستی از دو دایره تشکیل شده، یک دایره که خود ما هستیم و دایره دیگر شرایط هستند دایره ما در وسط دایره بزرگ که همان شرایط هست بصورت یک نقطه قرار دارد، هروقت توانستیم دایره خودمان را بزرگ کرده و رشد دهیم فاصله بین ما و شرایط کمتر می شود. مسلمأ ما نمی توانیم شرایط را عوض کنیم و باید خودمان را تغییر دهیم و بفهمیم مسئولیت ما چه چیزی بوده که دچار سردی در زندگی شدیم و خود را مقصر بدانیم نه دیگران را.


 به قول جناب مهندس همسفر ها اگر هنرش را داشته باشند می توانند درطول مدت سه ماه مسافرشان را به کنگره جذب کنند، از حرف جناب مهندس می توان این برداشت را کرد که اگر من بتوانم آنقدر جذابیت داشته باشم و انرژی مثبت را منتقل کنم و با بکارگیری آموزش ها خودم را تغییر بدهم که می توانم حتی مسافر خود را به کنگره جذب کنم و اگر نتوانم چنین کاری انجام دهم اشکال از خود من است. جناب آقای مهندس می فرمایند هیچ چیزی لذتبخش تر از سفر اول نیست زیرا مسافرها در سفر اول به کنگره می آیند خدمت می گیرند و سطح بالایی از انرژی را کسب میکنند اما ما همسفر ها مدام در این فکر هستیم که چرا زود آمد، چرا دیر آمد، چرا خدمت می کند چرا برای من وقت نمی گذارد و هزاران فکر دیگر... درواقع تمام فکر و ذکرمان درگیر مسائل مربوط به مسافرمان می شود تا جایی که از خود غافل می شویم. همین که مسئولیت خود را پیدا کرده و به آن عمل کنیم متوجه تغییرات در زندگی مشترک خواهیم شد.

باتوجه به الگوی مشارکت در کنگره شصت که هرکدام از ما با مشارکت تشویق می شویم و راه رسیدن به موفقیت را می آموزیم این الگو در زندگی مشترک هم می تواند کاربرد داشته باشد، زمانی که از نظر ها و مشورت ها و تجزیه تحلیل های یکدیگر استفاده کنیم و در زندگی بکار میبریم تشویق می شویم. باید قدرت شنیدن نظرات و پیشنهادهای مسافر یا همسفرمان را داشته باشیم و از بکارگیری نظرات خوب و مثبت استقبال کنیم تا تشویق شویم و به موفقیت دست یابیم.



گزیده ای از مشارکت همسفران: 

همسفر مریم: ازدواج به معنای زوج است و تمام موجودات برپایه زوج بودن آفریده شده اند. هدف از ازدواج باید مشخص باشد و معیار های ازدواج هم به همین صورت، زمانی که می خواهیم ازدواج کنیم باید چند چیز مهم را در نظر بگیریم:
 
۱) اختلاف سنی
۲) تناسب فرهنگی خانواده ها
۳) سوابق خانوادگی
۴)سلامت جسم
۵) سطح تحصیلات
۶)سطح درآمد
۷)  مبانی اعتقادی  
۸)عشق و علاقه
 باید بدانیم تمامی این موارد ذکر شده در داشتن ازدواجی موفق نقش بسزایی خواهند داشت، برای داشتن زندگی سرشار از عشق و محبت لازم است نقاط مشترک را قوی کرد و سعی بر این داشت که با درنظر گرفتن نیاز ها و خواسته های طرفین آرامش را برای خود بوجود آورده و محیط خانه را برای پرورش و رشد فرزندانی سالم هم از لحاظ روحی روانی و هم از لحاظ جسمی مهیا کنیم. من در زندگی شخصی خود برای ازدواج تنها معیارم عشق به همسرم بود و به معیارهای دیگر توجهی نداشتم و زندگی خوبی را با عشق شروع کردیم اما بخاطر مشکل اعتیاد و مشکلات دیگر تحت تاثیر اعتیاد مجبور به طلاق شدم اما خداوند بزرگ را شاکر هستم که کنگره شصت بند عشق از هم گسیخته بینمان را به هم متصل کرد و با شرایطی بهتر و دیدی وسیع تر و نگرشی نو تر نسبت به قبل مجدد ازدواج کردیم. و در پرتو آموزش های کنگره معنای واقعی عشق و محبت را بیشتر و بیشتر از قبل احساس می کنیم.


نگارش: همسفر مریم










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آزاده رحمانیان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات