راه روشن
وبلژیون همسفر آزاده رحمانیان
پنجشنبه 9 شهریور 1396 :: نویسنده : همسفر مریم


(به نام قدرت مطلق الله)


روز دوشنبه به تاریخ ۹۶/۶/۶  لژیون چهارم به استادی خانم آزاده رحمانیان  و حضور همسفران عزیز با دستور جلسه هفتگی (قضاوت و جهالت) و سی دی پیشگامان راس ساعت مقرر آغاز به کار نمود.


(گزارش عملکرد لژیون چهارم کمک راهنما همسفرآزاده رحمانیان)


موضوع: سی دی  قضاوت و جهالت و سی دی پیشگامان


خدایا به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم، اندکی با کفش های او راه بروم...


قضاوت به معنای داوری و چیزی است که همیشه مثل سایه به دنبال انسان است. به طوری که با انسان عجین شده و کسی نمی تواند آن را از خودش جدا کند مگر با دانایی.

نمی شود گفت که من امروز قضاوت می کنم و فردا قضاوت نمی کنم درواقع هرجا که شرایط آن باشد قضاوت هم وجود دارد. بدترین نوع قضاوت قضاوتی است که از روی جهالت باشد. جهالت به معنای ندانستن است و اگر بخواهیم مترادف دیگری برای این کلمه پیدا کنیم می توانیم به دانسته های غلط اشاره کنیم. زمانی که ما با دانسته های غلط قضاوت کنیم به بدترین شکل ممکن قضاوت کرده ایم و در نتیجه حسمان آلوده می شود و حالمان خراب و از درون به هم ریخته می شویم و انرژیمان به شدت گرفته می شود، درصورتی که ما می توانستیم این انرژی را صرف آموزش و یادگیری کنیم. هر کسی نمی تواند قضاوت کند و کسی شایستگی این کار را دارد که علمش را داشته باشد. برای مثال یک قاضی که چندسال از عمرش را صرف علم آموزی در این زمینه و آموزش کرده است اگر بخواهد بین دو طرف دعوا قضاوت کند اول باید حرف های دو طرف را بشنود و مورد بررسی قرار دهد و از چند نفر عالم هم کمک بگیرد و بعد قضاوت کند، حتی آن موقع هم ممکن است در قضاوتش مرتکب اشتباه شود و احتمال این که او هم دچار اشتباه شود بسیار زیاد است. قضاوت یک مثلث دارد، یک رأس آن قاضی، یک رأس آن وکیل مدافع و رأس دیگر آن دادستان است. قضاوت کردن یک قاضی چقدر نیاز به زمان، علم، و آموزش و تجزیه تحلیل و بررسی دارد تا حکمی را صادر کند درحالی که ما انسان های معمولی بدون هیچ علمی شبانه روز درحال قضاوت کردن یکدیگر هستیم و خود را درگیر مسائل و مشکلات و زندگی دیگران می کنیم و انرژی خود را اینگونه به هدر می دهیم. لازم است بدانیم زمانی که ما یک نفر را قضاوت می کنیم وارد میدان انرژی آن شخص می شویم، به این معنا که تمام انرژی های مثبت و منفی که آن شخص در خود دارد را به سمت خود جذب می کنیم. به عنوان مثال من از شخصی متنفر هستم به این خاطر که فکر میکنم او دروغگو است یا قاتل و یا هرچیز دیگری...من وقتی اینگونه قضاوتش کردم وارد میدان انرژی او شدم و دقیقا درحال جذب تمام خصوصیات منفی او می شوم، و حتی همان خصوصیاتی که باعث شده بود حس تنفر نسبت به او پیدا کنم را جذب خود کرده ام. چیزی که واضح است این است که از تمام خصلت ها و ویژگی های ناپسند به اندازه بذری در وجود من کاشته شده بخاطر همین است که می توانم آنها را در وجود دیگران حس کنم. زمانی که به قضاوت کردن بپردازم درواقع درحال بارور کردن آن بذر درون خود هستم و آن را رشد می دهم.

قضاوت کردن درمورد اشخاص ناشی از ضلع منیت از مثلث جهالت است، شخصی که منیت دارد آنقدر خودش را بالا می داند و به دانایی و توانایی خود مطمئن است که فکر می کند میتواند همه را قضاوت کند، درصورتی که قضاوت رابطه تنگاتنگی با نادانی دارد. برای خیلی از ما انسان ها این مسئله اهمیت زیادی دارد که دیگران چگونه قضاوتمان می کنند، تا جایی که با قضاوت خوب دیگران به حال خوش می رسیم و با قضاوت تلخشان به هم ریخته می شویم. درواقع تمام زندگیمان وابسته به این است که دیگران در موردمان چگونه فکر می کنند و چگونه قضاوتمان می کنند و این مسئله اصلا خوشایند و مورد پسند نیست. زیرا هیچ کس نباید حال خوش خود را وابسته به چیزی یا شخصی یا قضاوتی از جانب کسی کند بلکه باید حال خوش را خودمان بوجود آوریم تا همیشه آن را داشته باشیم.

زمانی که من کسی را مورد قضاوت خود قرار می دهم جگی تن به تن بین خودمان بوجود آورده ام و تمام انرژی های منفی کاملا بین ما ردوبدل می شود، حال چه کنار هم زندگی کنیم و چه فرسنگ ها از هم فاصله داشته باشیم. قضاوت کردن فقط این نیست که من بگویم یک کلمه قضاوت کردم و تمام شد و رفت، زیرا قضاوت کردن انسان را ناامید و سرخورده می کند و باعث بیماری های روان تنی می شود. زمانی که من دائم درحال قضاوت کردن باشم، نسبت به همه بدبین می شوم و این باعث می شود از تمام انسان ها فاصله بگیرم و دور خود حصاری بکشم که کسی نتواند آسیبی به من برساند. من باید نسبت به همه دید خوبی داشته باشم مگر اینکه خلافش ثابت شود، اما اصل بر این است که من همه انسان ها را خوب فرض کنم.

همسفر زهرا این سوال را مطرح کردند که در مورد مسافرم گاهی اوقات بدبین شده  که کجاست و چکار میکند و سوالهای زیادی در ذهنم بوجود می آید اما فورا خود را قانع می کنم که خدانکرده او را مورد قضاوت بدی قرار ندهم، راه حل شما برای من چیست که این قضاوت را به کلی در ذهن خود از بین ببرم؟؟؟

در جواب این همسفر عزیز باید بگوییم ما زمانی قضاوت می کنیم که ناتوان باشیم، درست است که قضاوت از ضلع منیت مثلث جهالت است اما نمی شود ترس و ناامیدی را نادیده گرفت، و من آدمی ناتوان هستم که فکر می کنم حال خوشم وابسته به مسافرم است و هنوز نتوانسته ام  به این باور برسم که به عنوان یک انسان مستقل حال خوشم وابسته به خودم باشد و نه هیچ کس دیگر...ما دائم مسافرمان را قضاوت می کنیم که چرا این کار را کردی یا چرا آن کار را نکردی بخاطر اینکه اگر ذره ای از درد مصرف نکردن مواد یا گریز حین سفر یا مشکلات اقتصادی یا هرچیز دیگر را من داشتم شاید خیلی حالم بدتر از او بود و خیلی بیشتر از او کم و کاستی هایی در زندگی داشتم. کافی است یک لحظه خودم را جای او بگذارم و اندکی با کفش های او راه بروم. شاید نتوانیم خودمان را جای مسافرمان بگذاریم اما بهترین کار این است که آنقدر حال خود را خوب کنیم که نخواهیم مدام درحال چک کردن مسافرمان باشیم.

همسفر الهام سوالی دیگر مطرح کردند:  مادری دارم که مدام نسبت به همه بدبین است و همیشه نیمه خالی لیوان را نگاه می کند و از زندگی بسیار زیاد گله مند است بطوریکه خود و خانواده خود را خانواده ای بدبخت و بدشانس می داند چگونه می شود طرز تفکر و نگاهش را نسبت به زندگی تغییر دهم؟؟؟

می توانیم اینگونه به همسفر الهام عزیز پاسخ دهیم که به احتمال زیاد چنین شخصی دچار افسردگی است و کاری که می توانیم انجام دهیم این است که تمام آموزش هایی که گرفتیم را در قالب رفتار خود به دیگران نشان دهیم به این معنی که مدام به فکر نصیحت کردن او نباشیم زیرا نتیجه عکس می دهد بلکه برای مثال امیدواری را در رفتار خود به او یاد دهیم.و حال خوش ناشی از تفکر مثبت داشتن را به او القا کنیم.





خلاصه ای از مشارکت همسفران :

همسفر الهام: وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم و به قضاوت دیگران بپردازیم، ما باید تمام نیروی خود را برای قضاوت در کار خودمان صرف کنیم و تا وقتی حتی یک خطا در کار خود میبینیم حق نداریم در کار مردم دخالت کنیم م وارد حریم شخصی دیگران شویم.ما به کنگره می آییم که آموزش ببینیم و از تاریکی خارج شویم و اگر قضاوت کنیم از آموزش های کنگره غافل می شویم، فقط کسی ی تواند قضاوت کند که به علم و دانش کافی رسیده باشد، انشاالله خداوند ما را به لطف خود از جهالت و قضاوت های بی مورد بازدارد تا همگی با هم با طلوع خورشید قدمی به او نزدیک شویم.

همسفر زهرا: جهالت یعنی ندانستن به همین علت است که می گویند جهالت بزرگترین دشمن انسان است. مثلث جهالت ترس، ناامیدی، منیت است و زمانی که این سه ضلع در وجود شخصی ظهور کند جهالت به دنبالش می آید، زمانی که ما قضاوت کنیم حسمان آلوده شده و انرژیمان از بین می رود. ریشه تمام قضاوت ها جهالت است و پیامد این جهالت بخل، حسد، کینه و تمام چیزهای منفی است.

همسفر مریم:چقدر خوب است که ما انسانها یاد بگیریم پیش از آنکه به قضاوت کردن دیگران بپردازیم کمی به خودمان، به افکار خودمان و به رفتار و کردار خودمان توجه کرده و خود را قضاوت کنیم و بدانیم هرگاه که انگشت اشاره مان را به سوی کسی میگیریم سه انگشت دیگر به سمت خودمان است.

چقدر خوب است قبل از نگاه کردن به خاری که در چشم دیگران است به چوب بزرگی که در چشم خودمان است نگاه کنیم.و چقدر خوب است قبل از همه پیش داوری های عجولانه و قضاوت های جاهلانه کمی تفکر عاقلانه انجام دهیم، به خودمان بگوییم چرا من وقت و انرژی خود را صرف سرک کشیدن در زندگی این و آن کنم و بدون هیچ دانشی، بدون هیچ شواهد و مدارکی دیگران را قضاوت کنم، و خیلی بهتر است که من قبل از قضاوت کردن از خود بپرسم من که هستم و جایگاهم کجاست ...؟ شاید من فراموش کرده باشم که قضاوت مختص خداوند است و جایگاه من هرگز با خداوند برابری نخواهد داشت...

بعد از تحلیل و بررسی مسئله قضاوت و جهالت راهنمای عزیز سی دی هفتگی (پیشگامان) را کامل و رسا شرح دادند و همسفران عزیز هم با مشارکت های جامع و سازنده شان در روند بهتر این جلسه به خوبی همراهی نمودند...

کسانی هستند که پیش از کسانی اند که در حرکتند، در کائنات و زمین حرکت می کنند پیشگامان بوده اند و قوانین و اصول زندگی را برای ما مطرح می کنند مثل پیامبران الهی که از طرف خداوند آمده اند تا یک سری قوانین خاص که درست زیستن است را به ما آموزش دهند. پیشگامان بحثی بوده که از زمانی که بشر روی زمین حیات آغاز کرد هست و خواهد بود و هدفشان این است که راه مستقیم را به انسان ها نشان دهند ولیکن در مقابل این دسته عده ای دیگر هستند که هدفشان این است که تخریب ایجاد کنند و جزء نیروهای تخریبی هستند و به عبارتی پیشگام در جهت تخریب هستند...

گزیده ای از مشارکت های همسفران:

همسفر الهام: آموزش هایی که انسان می بیند برای ارتقای مقام می باشد و انسانی که علم خود را در اختیار دیگران قرار می دهد به مقام بالایی می رسد. در مورد مسئله پنهانکاری باید بگوییم که موجب سقوط انسان می شود و انرژی زیادی از او گرفته می شود. پنهانکاری به سه شکل اتفاق می افتد. اول اینکه انسان چیزی را پنهان می کند و هیچوقت آشکارش نمی کند، دوم اینکه انسان چیزی را پنهان می کند و بعد که زمانش برسد آن را بازگو می کند، و سوم اینکه اصلا نیازی به پنهانکاری نیست. پنهانکاری از ضلع ترس مثلث جهالت است، دقیقا مثل کسی که گریز زده اما می ترسد که راهنمایش را در جریان بگذارد. مسئله دوم در مورد پیشگامان همان کسانی هستند که پیش از کسانی اند که در حرکتند و قوانین را برای ما مطرح می کنند و ما را به راه راست هدایت می کنند. گروهی هم هستند که در جهت مقابل پیشگامان هستند و تخریب ایجاد می کنند. جناب مهندس در این سی دی اشاره ای داشتند به تاسیس آکادمی و طبق گفته ایشان آکادمی تاسیس شده که به علم واقعی برسیم که اول درمان اعتیاد و بعضی از علوم که در جهت غلط درحال حرکت است و بیشتر مواد مخدر و انسان را بشناسیم. هرچه شناخت عمیق تر باشد درمان هم عمیق تر خواهد بود.

همسفر زهرا: پنهانکاری به سه شکل می باشد، پنهانکاری که آشکارش نمی کنیم، پنهانکاری که پس از مدتی آشکارش می کنیم و پنهانکاری که نیاز به پنهانکاری نیست. کسی که پنهانکار است کم حافظه هم هست و انسان دروغگو زود رسوا می شود، پیشگامان هم به کسانی گفته می شود که قوانین و اصول زندگی را به ما نشان می دهند.

همسفر بیتا: پنهانکاری از یک نقطه کوچک شروع شده و کم کم خود را گسترش می دهد و تمام آموزش هایی که ما می بینیم به این خاطر است که مقام انسانی ارتقا پیدا کند، بسیاری از انسان ها علم خود را در اختیار دیگران قرار می دهند و خیلی از انسان هم هستند که همه چیز را فقط برای خود می خواهند و تمایلی ندارند که علم خود را به دیگران هم انتقال دهند.لازم به ذکر است بدانیم پنهانکاری انرژی زیادی از انسان می گیرد و باعث سقوط می شود. پیشگامان هم فقط مخصوص پیامبران و امامان نیست و ما در علوم مختلف، موسیقی، طب و رشته های گوناگون هم پیشگامان داریم که هدف آنها نشان دادن اصول و قوانین زندگی است.

همسفر زهرا: سقوط در پنهانکاری زمانی اتفاق می افتد که بار منفی با خود داشته باشد، پیشگامان هم به کسانی گفته می شود که پیش از کسانی که در حرکتند در زمین حرکت می کنند مانند پیامبران که از طرف خدا برای نشان دادن راه درست زندگی به زمین فرستاده شده اند.

نکته بسیار جالب از فرمایشات جناب مهندس این است که نوعی از پنهانکاری را می توان برای شخصی مثال زد که توان مالی اش در حد خرید یک تلویزیون کوچک یا گرفتن یک عروسی ساده برای فرزندش است اما این را پنهان کرده وخود را گرفتار وام و بهره های زیادی می کند تا به قول معروف پز دهد یا از دیگران کمتر نباشد. و به این معنی است که می خواهیم چیزی که واقعیت ندارد را به دیگران نشان دهیم. امیدواریم همه ما تمام این آموزش ها که درس های مهمی است را سرحوله زندگیمان قرار دهیم تا به مقام بالایی از انسانیت دست یابیم.

 

نگارش: همسفر مریم





نوع مطلب : عملکرد لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 11 شهریور 1396 10:40 ق.ظ
مریم جان خیلی ممنون خیلی زحمت میکشی همچنین خانم ازاده عزیز بسیار عالی بود
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آزاده رحمانیان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic